خوابها و تعابیر سایر کاربران را مشاهده و جستجو کنید
نمایش 30 از 750 خواب
خواب دیدم که در بیابانی تاریک و ترسناک قدم میزدم، گم شده بودم، سپس نوری درخشان از مسجدی دور نمایان شد. به سمت آن دویدم،...
در خواب دیدم که لباسی سپید و درخشان پوشیدهام، اما ناگهان گل و لای و آلودگی بر آن پاشیده شد که مرا بسیار اندوهگین کرد. س...
خواب دیدم در جنگلی هستم و درندهای خطرناک مرا تعقیب میکند و نزدیک بود مرا بگیرد. در آخرین لحظه، ایستادم و آیه الکرسی را...
دیدم که سوار بر کشتی در دریایی طوفانی هستم و امواج از هر سو به آن میکوبیدند و نزدیک بود غرق شویم. دستانم را به سوی آسما...
پدر فوت شدهام را در خواب دیدم که در باغی وسیع، سرسبز و نورانی نشسته بود. لباسهای زیبای سبزی پوشیده بود، به من لبخند زد...
دیدم که دندانهای جلوییام در دستم افتاد و بر آنها از خون گریه کردم، سپس در آینه نگاه کردم و دیدم دندانهای جدیدی به جای...
خواب دیدم از کوهی بلند و پر شیب بالا میرفتم، و هر بار که بالا میرفتم، میلغزیدم و نزدیک بود سقوط کنم، اما همچنان به صخ...
در خواب دیدم که گنجی مدفون در زیر زمین خانهام پیدا کردم، پر از طلا و نقره، و به جای اینکه آن را برای خود نگه دارم، تمام...
خواب دیدم که بالهای سفید بزرگی داشتم و با آنها بر فراز کعبه مقدس پرواز میکردم و آرامش درونیای را احساس میکردم که تا ...
دیدم که در راهی باریک قدم میزنم و در اطراف راه مارها و عقربهایی بودند که سعی میکردند مرا نیش بزنند. ناگهان دستهای از...
خواب دیدم در بیابانی خشک و سوزان زیر آفتاب داغ قدم میزنم و تشنگی شدیدی داشتم که مرا تهدید به مرگ میکرد. ناگهان چاهی یا...
در خواب دیدم که روز جمعه در مسجدی وسیع و نورانی نشستهام و قرآن را در دست دارم و سوره کهف را با دقت میخوانم. بیرون مسجد...
خواب دیدم که تخم کوچکی را در زمینی خشک و بیحاصل میکارم و با آبی پاک آن را آبیاری میکردم. در یک چشم به هم زدن، تخم رشد...
دیدم که آسمان پوشیده از ابر بود و به جای باران، عسل خالص و شیر تازه میبارید. مردم با ظرفهای طلا از خانهها بیرون میآم...
خواب دیدم که در چاهی عمیق و بسیار تاریک سقوط میکنم و ترس شدید و تنهایی مرگباری را احساس کردم. سپس داستان حضرت یوسف (علی...
دیدم که کف مسجد النبی در مدینه را تمیز و جارو میکنم و گرد و غبار را با دقت فراوان پاک میکنم. پس از اتمام کار، بوی بسیا...
خواب دیدم در پیچوخمهای هزارتوی عظیم و پیچیدهای گم شدهام و راه خروجی نمییافتم، تا اینکه قطبنمای کوچکی در جیبم پیدا ک...
در خواب دیدم که بر اسبی سفید با بالهای بزرگ سوار هستم که مرا بر فراز کوههای بلند و ترسناک به پرواز درآورد. با اطمینان ...
خواب دیدم که داخل خانهام هستم و پر از کثافات و گرد و غبار کهنه است. ناگهان باران سیلآسایی بارید، از پنجرهها وارد شد و...
دیدم که در برابر ترازویی عظیم، مانند ترازوی آخرت، ایستادهام و کفه گناهانم سنگینتر است. ترس و وحشت شدیدی را احساس کردم....
خواب دیدم که بر فراز منارهای بسیار بلند ایستادهام و با صدایی زیبا و شنیدنی اذان میگویم و مردم برای نماز جمع میشوند.
دیدم که انگشتر محبوبم را گم کردهام و با افسوس به دنبالش میگردم. پس از جستجوی طولانی، آن را در میان گرد و غبار در حال د...
خواب دیدم که پابرهنه در مسیری پر از گل و لای و خار قدم میزنم و پاهایم زخمی شدند. سپس به رودخانهای جاری رسیدم، پاهایم ر...
در خواب دیدم که گربهها و سگهای گرسنه را در خیابان با غذای خودم غذا میدهم و آنها با سپاس به من نگاه میکردند.
خواب دیدم که شب به آسمان نگاه میکردم و ماه کامل با درخششی عظیم را دیدم، سپس ماه به من نزدیک شد تا صورتم و تمام منطقه را...
دیدم که در حال ساختن مسجدی هستم و با شادی فراوان با دستان خودم آجر میچینم و هنگامی که ساخت به پایان رسید، دو رکعت اول ن...
خواب دیدم که در رودخانهای با آبی بسیار زلال و شفاف شنا میکنم و با مهارت برخلاف جریان آب شنا میکنم بدون اینکه خسته شوم...
پدربزرگ فوت شدهام را دیدم که به من لبخند میزد و کلید بزرگی از نور به من داد، سپس بر شانهام زد و در مسیری پر از نور رف...
خواب دیدم که آتش بزرگی در خانهام شعلهور شده و شعلهها در آستانه سوزاندن همه چیز بودند، اما موفق شدم تمام خانوادهام را...
دیدم که خودکاری طلایی در دست دارم و آیاتی از قرآن کریم را با خطی بسیار زیبا بر کاغذی سفید و درخشان مینویسم و آنچه را می...