Background

دانشنامه خواب‌های عمومی

معلومات الحلم

عام
۶ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۰۰

نص الحلم:

دیدم شب‌هنگام ایستاده‌ام و به آسمان می‌نگرم، پس ستاره‌ای بسیار درخشان فرود آمد و به آرامی افتاد تا در میان دست‌هایم چون تکه‌ای از نور قرار گرفت، پس آن را به سینه‌ام فشردم.

التفسير:

ستارگان نماد هدایت، دانشمندان و آرزوهای گرانبها هستند. فرود ستاره درخشان و قرار گرفتنش در دست نماینده بخششی عظیم و الهی است که ویژه بیننده است (چون علمی نافع یا فرزندی صالح). فشردنش به سینه شکر حفظ و یقین است. نخست: تعبیر معبران بزرگ در منهج سنتی: - از نظر امام ابن سیرین: ستاره درخشان عالم، فرزندی صالح، یا رفعت و جاه است. فرود و قرار گرفتنش در دست بیننده اجابت دعا و تحقق آرزویی است که چون آسمان دور بود. فشردنش به سینه نور در قلب و یقین است. - از نظر امام النابلسی: افتادن آرام ستاره در دست امنیت از ترس، دستیابی به مرتبه‌ای بالا یا روزی فرزندی است که مقامی بزرگ خواهد داشت. فشردنش به سینه نماد حفظ علم، تدبر قرآن و توفیق دائمی است. - از نظر امام ابن شاهین: هر کس ستاره‌ای درخشان را بگیرد و به سینه فشارد، به حکمت، عزت و ثروت دست می‌یابد، خدا دعایش را مستجاب کرده و هیبت و سیره‌ای معطر میان مردم خواهد داشت. دوم: تعبیر خواب برای حالات مختلف اجتماعی: - برای دختر مجرد: ستاره درخشان در دست‌هایش بشارتی قطعی به تحقق خواب محالش، و ازدواجش با فردی دارنده مقام والا و زیبارو (چون ستاره)، و لبریز شدن سینه‌اش از شادمانی و آرامش است. - برای زن متأهل: رؤیا از قوی‌ترین بشارت‌ها به بارداری به فرزندی پسر است که در علم یا دین مقامی بزرگ خواهد داشت، و فشردنش به سینه نماد حفظ خانواده و ثبات زندگی زناشویی‌اش در نور و برکت است. - برای زن مطلقه یا بیوه: ستاره درخشان پاداش درخشان الهی است که در زندگی‌اش نازل می‌شود. فشردنش به سینه به او مژده بازیافتن کرامت، و زندگی جدیدی پر از صلح روحی و استقلال مالی را می‌دهد. - برای مرد مجرد یا جوان: رؤیا به او مژده برتری علمی یا شغلی نادر، و دستیابی به منصبی مدیریتی در سنین جوانی به فضل دانشش، و توفیقش در ازدواج با دختری بااصالت و زیبارو را می‌دهد. - برای مرد متأهل: قرار گرفتن ستاره در دستش و فشردنش به سینه به او مژده موفقیت قاطع در تجارتش را می‌دهند که ثروت و عزت خالص می‌آورد، ادای دیونش و دستیابی به مقامی اجتماعی که سر خانواده‌اش را بالا ببرد.